تبلیغات
] درمان اعتیاد ؛وب لژیون ایرج ورمزیار - تولد اولین سال رهایی مسافر محمد علی

درمان اعتیاد ؛وب لژیون ایرج ورمزیار - تولد اولین سال رهایی مسافر محمد علی

تولد اولین سال رهایی مسافر محمد علی
تولد,اولین,سال,رهایی,مسافر,محمد,علی,

جستجوگر سایت

تولد اولین سال رهایی مسافر محمد علی

خدا را شاکرم که به‌واسطه اعتیاد کنگره در مسیر زندگی من قرار گرفت. من به علت ترسی که ازمیان‌رفته بود تمام مواد را مصرف کردم به دنبال گم‌شده‌ای بودم به دنبال لذت‌های زودگذر بودم، خانواده برای نجات من تلاش می‌کردند ولی  چشمان من کاملاً بسته بود و هیچ‌چیز و هیچ کس جز مواد را نمی‌دیدم . آینده خود را در اثر مصرف مواد می‌دیدم و به فکر درمان افتاده بودم ولی از راه‌های دیگر . به زیارت امام حسین رفتم و از ایشان کمک خواستم که کمکم کند تا از مصرف مواد رها شوم و کمکی که به من کرد  این بود که فهمیدم باید حرکت کنم. به فکر درمان و خواهان رهایی بودم ولی مصرفم را از همسرم پنهان کردم به بهانه ترک سیگار وارد کنگره شدم و قدرت جذب در کنگره آن‌قدر زیاد بود که جذب کنگره شدم و توانستم مسیر خود را پیدا کنم

متن کامل در ادامه مطلب

سیزدهمین جلسه از دوره پنجاه و نهم کارگاه آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران نمایندگی شادآباد روز پنجشنبه94/10/10 با دستور جلسه «نقش آموزش در رهایی» با استادی آقای ایرج ورمزیار، نگهبانی آقای مجید یزدی و دبیری آقای رسول هاشمی رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحالم که در این جایگاه هستم تقارن این تولد با ماه ربیع‌الاول را به فال نیک می‌گیرم. ابتدا از راهنمای اول آقای محمدعلی، آقای حنفی تشکر می‌کنم، ایشان 8 ماه پیش لژیونشان را به من تحویل دادند، امیدوارم بتوانم این بار امانت را صحیح سالم به مقصد برسانم و برای آقای حنفی در هرجایی که هستند آرزوی موفقیت دارم.

 در مورد این دستور جلسه، ما باید در ابتدا ببینیم که هدف از آموزش و خدمت چه چیزی است؟ خداوند بعد از آفرینش انسان دستورات و آموزش‌ها را برای انسان ارسال کرد و پیام تمام قوانین الهی این بود که قیمت انسان بهشت است نباید به کمتر از آن راضی شویم نباید از مسیر خارج شویم ولی انسان بر اساس نادانی و ناآگاهی اشتباهی را مرتکب می‌شود و به لذت‌های زودگذر دنیا بسنده می‌کند و خود را به این امیال زودگذر می‌فروشد و حالش روزبه‌روز بدتر می‌شود، می‌توان گفت رسیدن به آرامش و تکامل یک مرحله است و حفظ و نگهداری آن مرحله دیگری است. آموزش به‌موازات جهان‌بینی و دانایی مؤثر جلو می‌رود و خدمت کردن هم به‌موازات دانایی مؤثر وجهان بینی پیش می‌رود. اگر این مؤلفه‌ها از هم جدا شوند کار به‌درستی پیش نمی‌رود و اگر آموزش با ایمان همراه باشد نقش خود را ایفا کرده است. ما در کنگره آموزش می‌گیریم که به هم نوعان خود کمک نماییم، در کنگره آموزش‌ها در پرتو خداوند و صراط مستقیم است. در مورد آموزش گرفتن در کنگره ما افراد را به سه دسته تقسیم می‌کنیم 1-کسانی که آموزش را به‌خوبی دریافت می‌کنند و سفر خوبی دارند.2-کسانی که در تخریب بالایی هستند و هیچ آموزشی را نمی‌گیرند.3-کسانی که خود را به خواب غفلت زده و خودشان نمی‌خواهند از آموزش‌های کنگره استفاده نمایند و دل‌خوش به لذت‌های زودگذر دنیا هستند.

سخنان استاد در مورد تولد:

 طبق فرموده راهنمای اول آقای هاشمی، محمدعلی با تخریب حشیش وارد کنگره شد و حشیش آنت ایکسی است که مستقیماً روی مغز اثر می‌گذارد و به قول خودش تمام آنتی ایکس‌های دیگر را هم امتحان کرده است؛ و از بین رفتن مصرف‌کنندگانی که در کنارشان بوده باعث شده به فکر درمان باشد؛ و زمانی که لژیون را به من تحویل دادند اولین کسی بود که دست بیعت به من داد و فرمان‌بردار بود. نقاط قوت فراوانی دارد البته هر انسانی نقاط ضعف هم دارد اما نقاط قوتش به ضعف‌های جزئی می‌چربد. امیدوارم با بالا بردن جهان‌بینی حفره‌های خالی وجودش را پر کند. پرانرژی و آرام است. الفبای کنگره را آموخته است، آرزویش خدمت در جایگاه کمک راهنمایی است و اما در مورد همسفر آقای محمدعلی آقا رسول باید بگویم از تغییر رفتار افراد در کنگره جذب کنگره شده وهمسفر آقا محمدعلی شده است. در روزهای تولد درهای رحمت آسمان باز است از خداوند می‌خواهم کسانی که در جا می‌زنند و سفر خوبی ندارند، خودشان را پیدا کنند وان شاالله به رهایی برسند.

اعلام سفر آقای محمدعلی:

آنتی ایکس مصرفی :حشیش

به روش dst

داروی درمان شربت ot


رشته ورزشی والیبال 

مدت سفر اول 10ماه و 10روز

راهنما:جناب آقای ورمزیار

رهایی یکسال و یک ماه

وسفر نیکوتین به راهنمایی آقای علی رضوانی در پدیده سازگاری

آرزوی آقای محمدعلی:

آرزوی همسفر:آرزو می کنم تمام همسفرانی که تنها وبدون مسافرانشان به کنگره می آیند مسافران برای درمان به کنگره بیایند وبه رهایی برسند.

صحبت‌های مسافر  محمدعلی:

 آنچه باور است محبت است وآنچه نیست ظروف تهی

 از تمام شما عزیزان سپاسگزارم که با قدم‌های گرمتان در این جشن شرکت کردید. خدا را شاکرم که به‌واسطه اعتیاد کنگره در مسیر زندگی من قرار گرفت. من به علت ترسی که ازمیان‌رفته بود تمام مواد را مصرف کردم به دنبال گم‌شده‌ای بودم به دنبال لذت‌های زودگذر بودم، خانواده برای نجات من تلاش می‌کردند ولی من چشمان کاملاً بسته بود و هیچ‌چیز را نمی‌دیدم خواهرم خیلی سعی می‌کرد به من کمک کند آینده خود را در اثر مصرف مواد می‌دیدم و به فکر درمان خود بودم ولی از راه‌های دیگر به زیارت امام حسین رفتم وازایشان کمک خواستم ولی تنها کمکی که به من کرد  این بود که فهمیدم باید حرکت کنم. به فکر درمان و خواهان رهایی بودم ولی مصرفم را از همسرم پنهان کردم به بهانه ترک سیگار وازد کنگره شدم و قدرت جذب در کنگره آن‌قدر زیاد بود که جذب کنگره شدم و توانستم مسیر خود را پیدا کنم و از وجود تک‌تک عزیزان در کنگره استفاده کردم با آمدن به کنگره گم‌شده‌ای را که در مواد دنبالش بودم یافتم و به آرامش رسیدم، در ابتدای سفر مصرف هم داشتم اما به توصیه‌های راهنمایم گوش کردم و به سمت جلو حرکت کردم تا به نقطه رهایی رسیدم. در زندگی تاریکی و روشنایی را زیاد تجربه کرده‌ام ولی لذتی که امروز به آن دست‌یافته‌ام را نداشتم. از تک‌تک اعضای کنگره تشکر می‌کنم و مطلبی را آماده کرده‌ام و تقدیم به تمام راهنمایان کنگره به‌خصوص راهنمایان خودم وهمسفرانم می‌نمایم.

 

به نام عالم‌ترین راهنمایان

 مرا تاب ستایش از تو نیست، قدردانی از زحماتت در قالب کلمات نمی‌گنجد

 واژگان در برابر شکوه و عظمتت سر به خاک ساییده و احساس حقارت می‌نمایند

 کارت ادامه کار الله است. به آن هنگام که آدم را آفرید و تعلیم را به او آغاز کرد و فرمود از هر چه می‌خواهی تناول کن به‌جز میوه ممنوعه

 تو وارث 124 هزار پیغمبری که مأموریت تعلیم و تربیت بشریت را یافته است.

 استاد و راهنمای عزیزم امروز را بهانه قرار دادم و با تمام وجود دستان خستگی‌ناپذیرت را می‌بوسم به امید آنکه تسکینی باشد برای خون‌دل‌هایی که برای تعلیم تربیتم خوردی، از خداوند پاداشی را که در شأنت باشد مسألت دارم.

 از آقای مهندس که با وقف خودشان در این مسیر آرامش را به ما دادند تشکر می‌کنم. از آقای حنفی، آقای ورمزیار، آقای رضوانی راهنمای سیگارم از ایجنت محترم شعبه از گروه مرزبانی تشکر می‌کنم. من آدم خوش‌روزی هستم دارای دو همسفر هستم از رسول و مینای عزیزم تشکر می‌کنم. متنی را تقدیم به همسفر می‌کنم: به نام خالق خوبی‌ها

 هم‌سفر زندگی‌ام، زندگی دفتری از خاطره‌هاست، یک نفر در دل شب، یک نفر در دل خاک، یک نفر همدم خوشبختی‌ها، یک نفر همدم سختی‌ها، چشم تا بازکنی عمرمان می‌گذرد، ما همه همسفریم آنچه باقی است فقط خوبی‌هاست. زیباترین گل‌های دنیا تقدیم همسفرم.

صحبت‌های کمک راهنمای همسفر ، خانم پریناز:

 تبریک می‌گویم به آقای محمدعلی و مینای عزیز و آقا رسول، خیلی خوشحالم که بار دیگر توانستم این جایگاه را تجربه کنم. مینای عزیز یکی از بهترین ره‌جویان من هستش و من اولین بار در پارک مینای عزیز رو دیدم در اون زمان چون شاغل بود نمی تونست به کلاس‌های کنگره بیاید همان‌طور که در مشارکت‌ها گفته شد خیلی در تخریب اعتیاد نبود اما درگیر گره‌ها و بندهای وجود خودش بود و گذشتن از آن‌ها برایش سخت و دردناک بود با خدمت کردن توانست گره‌های وجودش را پیدا کند و این زوج پله‌های خدمت را به‌خوبی طی کردند تا به این جایگاه رسیدند و مینای عزیز برای رسیدن به این جایگاه تلاش بسیاری کرد. و کسانی که عاشق خدمت هستند خدمت به سراغشان می رودوقطعا به جایگاه کمک راهنمایی هم می‌رسند، ناگفته نماند آقای محمدعلی همسفر سفر جونز مینای عزیز بودوبهم ریختگی‌های سفر جونز کمتر از اعتیاد نیست. به آقای ورمزیار و آقای حنفی تبریک می‌گویم و برای این زوج خدمت‌گزار کنگره بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم.

صحبت‌های همسفر مینا :

 هر یک از رها یافتگان پرنده‌ای خواهند شد که از ناباوری مطلق به باور واقعی می‌رسند درنتیجه عمل آن‌ها مانند غرش رعد خواهد بود. در سپاس از این عمل عظیم شکر، شکر، شکر ...خداراشاکرم که همسرم توانست به رهایی برسد، زمانی که مسافر من به کنگره می‌آمد من از مصرفش اطلاعی نداشتم وفکر می‌کردم چون کنگره را دوست دارد به این مکان می‌آید. بهترین اتفاق با آمدن به کنگره برای من افتاد و من گره‌های وجودم را باز کردم ومینارا قبول کردم و این خیلی مهم است که من با خودم در صلح هستم. آقای حنفی در سفر اول به ما خیلی کمک کردند و دعای من و محمد همیشه بدرقه خانواده شان است. از آقای ورمزیار تشکر می‌کنم که با صبوری‌هایشان درس بزرگی به من و محمد دادند. از راهنمای عزیزم تشکر می‌کنم که خیلی خوب مرا درک و حمایت کردند. از آقا رسول تشکر می‌کنم رسول همسفر من بود و من همیشه با او دردودل می‌کردم و رسول هیچ‌وقت طرفداری از محمدعلی نمی‌کرد، بهترین‌ها رو برای رسول آرزو می‌کنم. از همه شما عزیزان که با مشارکتتون باعث شدید خوبی‌های محمد به من یادآوری بشه وقدرمحمد وزندگیمو بیشتر بدونم تشکر می‌کنم. از محمد عزیز تشکر می‌کنم که سفر خیلی خوبی داشت تخریبی از اعتیاد را درک نکردم، غبطه می‌خورم که چرا در سفر اول بیشتر در کنارش نبودم وخداراشاکرم که حال محمد خوب است. از گروه مرزبانی وایجنت محترم و تمام کسانی که به ما آموزش دادند تشکر می‌کنم و قدردان کنگره هستم.

صحبت‌های همسفررسول:

 من هیچ‌گاه نمی‌توانم حال مسافر را درک کنم چون مصرف‌کننده نبوده‌ام من هم در کنگره خوش‌روزی بودم چون دوتا کمک راهنما داشتم. ولی توصیه‌ای دارم به تمام همسفران گاهی ما ضد ارزشی داریم که از مصرف مواد خیلی بالاتر است و خودم من در دانشگاه و مکان آموزشی دیگر نتوانستم آن را درمان کنم و تنها راه  درمان ضد ارزش‌ها در کنگره بود از کنار آموزش‌ها به‌راحتی نگذریم و قدر آموزش‌ها را بدانیم از دلایل جذب من به کنگره این بود که مجموعه‌ای منظم بدون در نظر داشتن منافع مالی به کار خود ادامه می‌دهند. از بنیان کنگره، راهنمایان عزیزم آقای حشمت جعفری، آقای ورمزیار و آقای حنفی تشکر می‌کنم.

[ یکشنبه 13 دی 1394 ] [ 10:37 ب.ظ ] [ مسافر مرتضی ] [ نظرات () ]

نظرات این مطلب

شنبه 15 اسفند 1394 02:47 ب.ظ
تبریک فراوان به خواهر عزیزم میناو آقامحمدعلی ان شاله همیشه شاد و خرم باشند به آقای حنفی و آقای ورمزیار و خانم پریناز هم خدا قوت می گم ان شاله شاهد تولد تمامی رهجویانشان باشیم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

آخرین مطالب