وب لژیون راهنما آقای ایرج ورمزیار - حرکت در مسیر انسانی و الهی؛ پنجمین سال رهایی و آزادمردی استاد ورمزیار

کنگره 60؛جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ (مقالات ،نوشتارها ومباحث لژیون 21)

کنگره 60؛جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ (مقالات ،نوشتارها ومباحث لژیون 21)

وب لژیون راهنما آقای ایرج ورمزیار - حرکت در مسیر انسانی و الهی؛ پنجمین سال رهایی و آزادمردی استاد ورمزیار کنگره 60؛جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ (مقالات ،نوشتارها ومباحث لژیون 21)
اولین بار که شیشه مصرف نمودم، نطفه تاریکی و شیطان را در جسم خودم پرورش دادم. زندگی ام دچار آشوب و چالش بزرگی شد. کار و زندگی ام در مرحله سقوط قرار گرفت و هر روز بیشتر به تاریکی سقوط نمودم....

ششمین جلسه از دوره شصت و هشتم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران کنگره 60 روز پنجشنبه مورخ 1397/03/31؛ نمایندگی شادآباد 
استاد: مسافر مجید    نگهبان: مسافر ابراهیم   دبیر: مسافرحسن
با دستور جلسه: ( وادی دهم و تاثیر آن روی من) رأس ساعت17:00 آغاز به کار نمود.
ضمناً تولد پنجمین سال رهایی و آزاد مردی کمک راهنمای محترم مسافر ایرج ورمزیار رهجوی کمک راهنمای محترم مسافر مجید باغستانی را با شور و شکوه فراوان جشن گرفتیم.


خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان مجید هستم مسافر

خیلی خوشحالم که یکبار دیگر فرصت دست داد تا  در نمایندگی شادآباد حضور پیدا کنم و افتخار می کنم که یکی از رهجویان خوبم در این شعبه در حال خدمت کردن می باشد.

دستور جلسه هفتگی صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است؛ خیلی خوشحالم این دستور جلسه با تولد آقا ایرج عزیز همزمان شده است و به نوعی در مورد ایشان صدق می کند که در ادامه خدمتتان عرض خواهم کرد.

 اگر دقت کرده باشید اشخاصی که می خواهند برای رهایی خدمت آقای مهندس برسند، صحبتی که آقای مهندس می فرمایند ابتدا در مورد وضعیت خواب شخص می باشد؛ اگر شخص بگوید خوابش بد است قطعاً روی خودش کار نکرده است، موضوعی که برای شخص بنده اتفاق افتاد، تقریبا 12 سال پیش که برای رهایی خدمت آقای مهندس رسیدیم، مهندس فرمودند که بروید و یک هفته دیگر بیایید، این موضوع باعث شد حال من بهم بریزد، در این یک هفته نمی دانستم که چه کاری باید انجام دهم و در ذهنم دنبال جواب می گشتم، چه موضوعی باعث این مسئله شده است؟

از همه قطع امید کرده بودم چرا که بعد از هفده ماه سفر مهندس رهایی بنده را یک هفته عقب انداخته بود، با راهنمای خودم آقای ترابخانی مسئله را در میان گذاشتم، ایشان فرمودند برو وادی دهم را مطالعه کن، زمانی که وادی دهم را خواندم دیدم که هنوز صفت گذشته در من تغییر نکرده است و تنها مصرف موادم کم شده بود؛ شب ها دیر می خوابیدم و خوابم به هیچ عنوان مرتب نشده بود، خواب شب یکی از مهمترین مسائل در کنگره 60 می باشد که با تنظیم نشدن خواب شب قطعا حال مسافر خوب نخواهد شد و به تعادل نخواهد رسید.

بعد از این مسئله روی خودم کار کردم، با کمک راهنما و پیشکسوت ها بعد از سه ماه رهایی ام را گرفتم، در ادامه تلاش کردم رفتار، گفتار و کردارم را یکی کنم و در حال حاضر صبح ها ساعت 6 صبح از خواب بیدار می شوم، سعی کردم جای خالی در سفرم نگذارم.

در ادامه سفر سیگار انجام دادم، چرا که سیگار یکی دیگر از ضدارزش ها در کنگره می باشد، خداروشکر در این سفر هم موفق عمل کردم.

سخنان استاد در مورد تولد:

اما بخش دوم جلسه تولد آقا ایرج عزیز هست، همانطور که در ابتدای صحبت هام در مورد یکی شدن تولد ایشان و وادی دهم خدمتتان عرض کردم زمانی که آقا ایرج وارد کنگره و لژیون من شد بخاطر موقعیت شغلی منیت خیلی زیادی داشت، وضعیت ایشان در خانواده به هم ریخته بود، اما ما یاد گرفته ایم شخصی که وارد کنگره را با آموزش ها تغییر دهیم، آقا ایرج در طول سفرش هم من را و هم خانواده اش را خیلی اذیت کرد، در مقطعی به دلایلی که تغییری در ایشان شکل نمی گرفت از ایشان خواستم که لژیونشان را تغییر بدهد و یا از کنگره برود مواد مصرف کند تا زمانی که واقعاً خواست درمان داشت بیاید و سفر کند.

 نمی دانم چه اتفاقی افتاد خدا دوستشان داشت یا مسئله دیگری اتفاق افتاد چرا که نقطه تفکری در ایشان شکل گرفت و تغییرات کم کم شروع شد، وادی دهم را در سفرش اجرایی کرد، صفات بدشان را با صفات خوب تغییر داد و خداروشکر به رهایی رسید. این تغییرات در زندگی و کنگره باعث موفقیت ایشان شد، در ادامه به کمک راهنمایی رسید و در حال حاضر یک لژیون قوی و مسنجم دارد. من آرزوی موفقیت روزافزون را برای ایشان و لژیونشان دارم.

در آخر این روز را خدمت ایشان و خانواده محترمشان تبریک عرض می کنم. از اینکه به صحبت های بنده گوش دادید از همه شما عزیزان سپاسگزارم.

 


اعلام سفر مسافر

سلام دوستان، ایرج هستم یک مسافر، آنتی ایکس شیشه، متادون، تریاک مدت 18 ماه سفر نمودم به روش DST با شربت شفا بخش OT به راهنمای آقای مجید باغستانی ورزش در کنگره ایروبیک در حال حاضر 5 سال و 6 روز است که آزاد و رها هستم و در ادامه 10 ماه سفر درمان نیکوتین داشتم به روش DST با آدامس نیکوتین دار خوراکی به راهنمای آقای رامین سعادت جو و در حال حاضر 3 سال و 8 ماه است که از بند نیکوتین هم آزاد و رها شده ام.

آرزوی مسافر

امیدوارم که چشم های هیچ مادری به خاطر اعتیاد فرزندش و هیچ فرزندی به خاطر اعتیاد والدین ش خیس و گریان نباشد.

آرزوی همسفر:

آرزوی می نمایم که تمام سفر اولی ها به درمان و رهایی نائل شوند و این جایگاه را تجربه نمایند.


سخنان کمک راهنمای محترم مسافر ایرج ورمزیار:

سلام دوستان، ایرج هستم مسافر

ابتدا از همه عزیزان و حضار تشکر می نمایم و با حضورشان این جشن را رونق بخشیدند. این جشن متعلق به همه اعضای کنگره 60 هست، چون همه اعضای کنگره 60 از یک پیکره و یک شجره هستند و قطعاً رهایی یک نفر، رهایی همه هست و امیدوارم که همه عزیزان این جایگاه را تجربه نمایند. از همه بزرگواران که از نمایندگی استاد معین و دیگر نمایندگی ها تشریف آوردند هم تشکر و قدر دانی می نمایم.

از جناب آقای مهندس و خانواده بزرگوار شان تشکر می نمایم. از دیده بان و ایجنت گرامی آقای سبزه ای و از ایجنت سابق آقای صادقی تشکر می نمایم. از گروه مرزبانی سابق خانواده و مسافران و گروه مرزبانی جدید تشکر و قدردانی می نمایم.

اعتیاد بنده از زمانی آغاز شد که به صورت تفریحی مشروبات الکلی را مصرف نمودم. بعد کم کم جرقه اعتیاد در من زده شد. ما باید بدانیم و آگاه باشم که کوچکترین ضد ارزش ها را جدی بگیریم. با یک نخ سیگار و با یک پُک قلیان و یا مصرف کم مشروبات الکی بذر اعتیاد در وجود آدمی کاشته خواهد شد و باید منتظر باشیم که در آینده ی نه چندان دور آن بذر یا علف هرز رشد نماید و گریبان ما را بگیرد. شرایط شغلی بنده طوری بود که شب ها باید بیدار می ماندم و وقتی خانواده به مسافرت میرفتند مدت زیادی تنها بودم و کم کم با همکاران شروع به سوء مصرف مواد مخدر تریاک نمودم. به همه همسفران توصیه می نمایم که هیچ گاه همسر خودشان را برای مدت زیادی تنها نگذارند.در شهر گرمسیری آبادان بودیم و هرچه مواد مصرف می نمودم با یک بار بیرون رفتن از بدن خارج میشد و باید بیشتر از قبل مواد مصرف می نمودم. با تریاک اعتیاد را شروع نمودم. پس از مدتی به تهران منتقل شدم و نزد یکی از دوستان پزشک م رفتم تا تریاک را ترک کنم. در کلینیک از دو سی سی متادون شروع به اصطلاح ترک نمودم و در مدت بسیار کم آن مقدار دو سی سی متادون تبدیل به یک بطری متادون شد که آن را مانند آب معدنی استفاده می نمودم. یک سال متادون درمانی نمودم و بسیار خسته شدم. ضعف اعصاب به سراغ بنده آمد و احساس نمودم که نمی توانم ادامه دهم و به تریاک رجوع نمودم و دیگر تریاک هیچ اثری در من نداشت! اینجا بود که با شیشه آشنا شدم تا اثرات تریاک و متادون را از بین ببرم.

اولین بار که شیشه مصرف نمودم، نطفه تاریکی و شیطان را در جسم خودم پرورش دادم. زندگی ام دچار آشوب و چالش بزرگی شد. کار و زندگی ام در مرحله سقوط قرار گرفت و هر روز بیشتر به تاریکی سقوط نمودم. پرخاش گر، عصبی و به همه بی اعتماد شده بودم و به تدریج همه خانواده را از دست میدادم. همسفر م به NGO های مختلفی مراجعه مینمودند. مستأصل شده بودم و خود را در آخر خط می دیدم. مواد محرک شیشه انسان را بی حیّا می نماید. خودم ابدا متوجه نبودم ولی اطرافیان م در عذاب بسیار بزرگی بودند. شیشه یک پکیچ از ضد ارزشها می باشد. سقوط خانواده خویش را نمی دیدیم و همه چیز در حال نابودی بود. من حتی بیماری مادرم را هم نمی دیدم و مرتب در اتاق به کشیدن شیشه مشغول بودم. زمانی که مادرم با آن بیماری مرا در حال مصرف شیشه دید در روحیه اش تاثیر سوء گذاشت و شهرستان رفتن مادرم را متوجه نشدم.

سقوط هر شخص به جایگاه ش بستگی دارد و من از ارتفاع بلندی سقوط نمودم و خانواده ام را سمت ویرانی سوق میدادم. همسفر م با آموزش های کنگره مرا به سمت کنگره راهنمای نمود و وقتی وارد کنگره شدم، دیدم که حرف ها جدید است و با صحبت های که تا قبل شنیده بودم فرق داشت. راهنما ی تازه واردین من زنده یاد مسافر امیر حسین باقری بود که گفت کمی صبر داشته باش و اگر خوب نشدی برو. تخریب شیشه در من آنقدر زیاد بود که 9 ماه از سفر خود را خوب انجام ندادم ولی از زمانی که نقطه تفکر درمان در من شکوفا شد، سفر خوب و با کیفیتی را آغاز نمودم و به رهایی و درمان نائل شدم.

باید واقع بین باشیم به خانواده و اطرافیان خود خوب نگاه کنیم و از خودمان بپرسیم که چرا رنگ چهره زرد شده است و در رنج و ناراحتی و اضطراب هستند؟ چون ما مسافران بخاطر خود خواهی خودمان، اطرافیان و خانواده خود را قربانی مینماییم. باید به خودمان بیاییم و تا فرصت ها را از دست نداده ایم به درمان برسیم. قدر خانواده خود را بدانیم و تا خانواده مان هستند از صحت و سلامت ما لذت ببرند و حق هر خانواده است که یک فرزند سالم، پدر سالم داشته باشد. قدر همسفران خویش را بدانیم و کار همسفران بسیار سخت است و با هر نوسان منفی مسافر شکسته میشود. باید به رهایی و درمان برسیم و جبران نماییم. از راهنمایم بزرگوارم آقای مجید باغستانی و ره جویانم تشکر می نمایم. زندگی دوباره و احیاء شدن مجدد را مدیون راه کنگره 60 و راهنمای بزرگوارم هستم.
از راهنمای همسفرم سرکار خانم صبا تشکر می نمایم و بی شک آموزش های ایشان در این مسیر رهگشا برای ما بوده است. از همسفرم بسیار سپاسگزارم و امیدوارم بتوان جبران مافات نمایم و در ادامه مسیر زندگی قدر دان زحمات خالصانه ایشان هستم.

سخنان کمک راهنمای محترم همسفر سرکار خانم صبا:

سلام دوستان، صبا هستم یک همسفر

بسیار خوشحال هستم که در این جشن تولد و آزاد مردی حضور دارم. از خداوند متعال سپاسگزارم و از بنیان کنگره 60 آقای مهندس و آقای باغستانی که برای این جشن زحمات زیادی متحمل شدند هم سپاسگزارم و در ادامه به آقای ورمزیار تبریک عرض مینمایم. آقای ورمزیار یکی از ستارگان کنگره 60 هستند و در همه ابعاد در حال خدمت هستند. یک کمک راهنمای چند بعدی هستند و در وبلاگ، ورزش، مالی و لژیون درمان سیگار " ویلیام ال وایت " حضور مستمر و موثر دارند.  همین موضوعات اثرات خدمت شان را بیشتر نموده است. از خداوند میخواهم که توفیق بیشتری به ایشان عطا نماید. بابت تمام این خدمات صادقانه سپاسگزارم و چهره شناخته شده ای در نمایندگی هستند و بابت این چرخش بسیار خوبی که ایجاد شده به ایشان و خانواده ایشان تبریک عرض میکنم. امیدوارم که همه اشخاصی که از تاریکی خسته و درمانده شده اند، توفیق چرخش به لطف پروردگار و در بستری که خداوند جلوی پایشان قرار میدهد را داشته باشند. افتخار بسیار بزرگی برای بنده است که در این تولد پر خیر و پر نور حضور داشته باشم و بنده نقش کوچکی  داشتم. چون همسفر ایشان در سفر اول در لژیون خانم فتحی حضور داشتند و با محبت های ایشان بود که توانستند این مسیر را بیابند و حالا این توفیق قسمت و نصیب بنده شده است که  خدمتگزار همسفر این خانواده باشم.

بزم ما از چلچراغ اشک روشن میشود. این نور و روشنایی و هر فروغی که در این جشن وجود دارد، از اشک هایی است که همسفران پشت صحنه ریختند و این اشک ها امروز و در این جشن به نور تبدیل شده است. این شجره ای که در این مسیر باز شده است، همه از خود گذشتگی همسفر ایشان بوده است. همسفر سرکار خانم نسرین، مهربان و آرام و صبور هستند و هر کسی برای داشتن این صفات باید مسیر سختی را طی نماید. هر کسی برای آرام شدن، باید نا آرامی های بسیاری را پشت سر بگذارد. برای رسیدن به این صفات عالی، باید تزکیه و پالایش های بسیاری را انجام دهیم. مطمئنم که مسیر خیلی سختی را پشت سر گذاشتند تا به این جایگاه رسیده اند و نتیجه خوبی را گرفتند.

صمیمانه به ایشان تبریک عرض می نمایم و آرزویم این است که با ادامه حرکت به جایگاه خدمت بالاتری دست بیابند.

سخنان همسفر محترم سرکار خانم نسرین:

سلام دوستان، نسرین هستم یک همسفر

از همه شما که در این جشن شرکت نمودید، تشکر می نمایم. از آقای مهندس و خانم آنی بسیار سپاسگزارم.  مسافر م تخریب های بسیار زیادی داشت. موقعیت مناسب شغلی خودشان را از دست دادند. وقتی برا اثر مواد محرک شیشه، دچار توهم میشدند. تمام اسباب و اثاثیه خانه را جمع مینمودند تا آتش بزنند و مجبور میشدیم به پلیس زنگ بزنیم. در محل کار به مشکل شدیدی برخورد نموده بودند و با مدیران خودشان درگیر میشدند. اما وقتی وارد سفر شدند، سفر خوبی را آغاز نمودند و تمام سختی های سفر را به خوبی پشت سر گذاشتند تا به رهایی و درمان و تعادل مثال زدنی نائل شدند. آنقدر ایشان تغییر نموده اند و صفات گذشته را اصلاح نموده اند که الگو و گل سرسبد خانواده شده اند. همه خانواده با ایشان مشورت می نمایند و راهنمایی میگیرند و به گونه ای شده است که مایه افتخار کل خانواده هستند. زحمات بسیاری برای این جایگاه متحمل شده اند و بسیار خوشحالم و از ایشان رضایت قلبی دارم. از آقای باغستانی و راهنمای عزیزم خانم صبا تشکر می نمایم. از همه حضار که در این جشن شرکت نمودید هم تشکر مینمایم.


 


 




تهیه گزارش و تایپ: مسافر مجتبی اسکندری و مسافر توحید شکیبائی

عکاس: مسافر رضا جدیدی


برچسب ها: آزادمردی، استاد ایرج ورمزیار، درمان اعتیاد، درمان شیشه، ترک اعتیاد، ایرج ورمزیلر، لژیون 21،

تاریخ : یکشنبه 3 تیر 1397 | 11:14 ق.ظ | نویسنده : مسافر توحید شکیبایی | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.