وب لژیون راهنما آقای ایرج ورمزیار - خلاصه سی دی " راه درست از آقای مهندس دژاکام"

کنگره 60؛جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ (مقالات ،نوشتارها ومباحث لژیون 21)

کنگره 60؛جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ (مقالات ،نوشتارها ومباحث لژیون 21)

وب لژیون راهنما آقای ایرج ورمزیار - خلاصه سی دی " راه درست از آقای مهندس دژاکام" کنگره 60؛جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ (مقالات ،نوشتارها ومباحث لژیون 21)
"بنام قدرت الله مطلق"

سلام دوستان، توحید هستم مسافر


برای هر کاری میخواهیم انجام دهیم باید در موردش تحقیق و تفحص کنیم، هر کس هر عملی میخواهد انجام بدهد باید در مورد آن تحقیق کند؛ یعنی اگر میخواهیم یک کار و مسئله ای را تصدیق کنیم، باید در مورد آن تحقیق کنیم و بدون تحقیق نمیتوانید آن کار را تصدیق کنید.

استاد به شاگرد میگوید: چگونه ای؟ ساز من کوک است، ساز تو چطور؟ شاگرد: ساز خودم کوک است، ولی ساز چوبی کوک نیست. اشاره دارد به ساز سه‌تار و ...

استاد: رفته به دکان خرّاطی، خوب اشکالی ندارد.

شاگرد: من تصور میکنم که آیا در کرات دیگر موجوداتی هستند یا خیر؟

استاد: اول به سؤالی که پرسیدی پاسخ میدهم؛ اگر در خلقت مطلبی باشد، سخن آنهم هست و اگر نباشد پس حرفی در مورد آن گفته نمیشود، مرا استادی میگفت نگو...! اما لحظه‌ای که دیدگانم  به نادیده ها باز میشد؛ دیگر استاد در آنجا نبود و من مجنون ‌وار به سماء درمی آمدم و اگر آنچه هست به نظر آید، دل و دیده از توان خارج میگردد و آنگاه آنچه پیش میآید چیزی جز یادی از یک ذهن بیمار نخوانند، در این مقولات مطالب بسیار است، چشم بصیرت آن بیند که چشم معمولی نمیتواند تحمل کند. متوجه شدی؟

باید دانست تمام مراتب سیر و سلوک مربوط به انسان است که به انسان آموزش بدهد که ای انسان، باید چگونه به حیات خود ادامه بدهی، چگونه باید زندگی کنی که از زندگی برخوردار باشی و چگونه باید زندگی کنی و اجازه دهی که دیگران هم زندگی کنند و به انسان آموزش بدهد که انسان باید به‌ عنوان یک عبد زندگی کند. عبد به معنای اینکه خدمتگزار جامعه باشد

عبادت به ‌جز خدمت خلق نیست

به تسبیح و سجاده و دلق نیست.

بهشت مکانی است که محل آسایش و آرامش است؛ پس رسیدن به آسایش و آرامش و درست زیستن یکی از مسائل بسیار مهم است. ما در این جهان بینی خودمان مرتبا یاد میگیریم که چگونه زندگی کنیم و قوانین بازی زندگی چیست؟

همیشه یک مبدأ و یک هدف و مقصد داریم و یک وسیله داریم. وقتی مبدأ هست و میخواهیم به مقصد برسیم، آن وسیله و آن راه خیلی مهم و حائز اهمیت برای ماست و ما نمیتوانیم بگوییم ما میخواهیم به قدرت برسیم با هر وسیله ‌ای که شد و این امکانپذیر و درست نیست؛ چون وقتی شما به مقصد رسیدی با هر وسیله‌ ای که شده، آیا می‌توانی در مقصد زندگی کنی؟ آیا می‌توانی در مقصد در آسایش و آرامش باشی؟! حالا با هر وسیله ‌ای به هدف و مقصد رسیدیم، وقتی به مقصد و هدف رسیدیم، میخواهیم از آن هدف برخوردار باشیم، ولی موقعی که به هدف و مقصد رسیدی، یک ذره آسایش و آرامش نداشته باشی، به چه دردی میخورد؟!!!!

اگر ما که از مبدأ حرکت میکنیم و میخواهیم به مقصد برسیم باید صراط مستقیم را انتخاب کنیم، اگر صراط مستقیم بود ما وقتی به مقصد و هدف رسیدیم از نعمت و خواص مقصد لذت میبریم و در آرامش و آسایش هستیم. اگر از صراط مستقیم خارج شدیم میشود فسق

برای هر کاری میخواهیم انجام دهیم باید در موردش تحقیق و تفحص کنیم، هر کس هر عملی میخواهد انجام بدهد باید در مورد آن تحقیق کند؛ یعنی اگر میخواهیم یک کار و مسئله ای را تصدیق کنیم، باید در مورد آن تحقیق کنیم و بدون تحقیق نمیتوانید آن کار را تصدیق کنید.

هر صحبتی که به شما میگویند، فوری تصمیم نگیرید و اقدام نکنید و فوری عمل نکنید، صبر کنید و تحقیق کنید.

من تصور میکنم که آیا در کرات دیگر موجوداتی هستند یا خیر؟

بارها گفتم که با این عظمت و وسعتی که این کهکشانها دارند و حتی کمی در مورد آنها صحبت کردیم و نمیتوانیم محرز بگوییم ما همه کهکشانها را چون نرفتیم و ندیدیم پس بگوییم چنین چیزهای نیست؛ بنابراین پاسخ استاد به شاگرد را در این مورد بیان نمود.

مرا استادی میگفت: نگو...! اما لحظه‌ ای که دیدگان به نادیده ها باز میشود ، دیگر استاد در آنجا نبود و من مجنون وار به سماء درمی آمدم و اگر آنچه هست به نظر آید، دل و دیده از توان خارج میگردد و آنگاه آنچه پیش میآید چیزی، جز یادی از یک  ذهن بیمار نخوانند.

هرکه را اسرار حق آموختند

مُهر کردند و دهانش را دوختند.

استاد: میگفت نگو...! آن لحظه ‌ای که دیدگانم به نادیده ‌ها باز می‌شود.

وقتی انسان نادیده‌ها را می‌بیند باید تحملش را داشته باشد

 دیگر استاد آنجا نبود و من مجنون وار به سماء درمی آمدم و اگر آنچه هست به نظر آید، دل و دیده از توان خارج گردد.

وقتی انسان وارد مسائل خاص میشود و نادیده ها را میبیند و به خیلی از مسائل خلقت پی میبرد و دل و دیده ‌اش باز میشود، آن موقع چیزی جز یادی از یک ذهن بیمار نخوانند ش

در این مقولات مطالب بسیاری است، چشم بصیرت آن بیند که چشم معمولی نمیتواند تحمل کند؛ متوجه شدی؟ 

شاگرد: آیا منظور تان همان عربده انا الحق است؟

میگویند: یکی از بزرگان بیان میکرده که اناالحق که یعنی من خدا هستم و خدا در لباس من است؛ که به نظر من اینجا اناالحق یعنی من دارم حقیقت را میگویم و راست و درست را دارم بیان میکنم و برای همین سخن، ایشان را محکوم به مرگ کردند و:

آنکه سر دار از او گشت بلند

جرم ش آن بود که اسرار هویدا میکرد.

استاد: آری، درست متوجه شدی؛ بایستی در و دل را بگشایی و آنانی که از طریق دین و مذهب ارزیابی مینمایید، بلکه با دل و نیروی وجود هستی درک نمایید، میفهمی!

میگوید که باید دل و دیده را بگشایی که تو را از طریق افکار و نیروهای هستی و از طریق دل بشناسند و تشخیص بدهند، نه برحسب معیارهایی که بر مبنای دیگری استوار است و نه بر مبنای ظواهر امر، چون ما بعضی از دیدگاههای انسانها را بر مبنای ظواهر امر و بر مینای ظواهر ارزیابی میکنیم و اینجا بیان میکند بر مبنای ظاهر نباید ارزیابی کنیم، بلکه باید با دل و وجود هستی آن‌ ها را درک کنی.

ما در مکانی بوده ایم که اگر به خاطر بیاوریم و بیان کنیم، دیوانه شناخته میشویم.

اشاره به ‌روز الست است تاکنون؛ در مکانهای و جاهایی بودیم که اگر بیان شود، دیوانه و مجنون قلمداد میشویم و یا ملحد و کافر.

آنان بحر و دریا نیستند، آنان در آب انبارهای ذخیره‌ شده‌ ای خود زندگی می‌کنند؛ میدانی چه میگویم؟

وقتی به هیجان می‌آیی؛ وقتی ‌که قلبت مانند پرنده ‌ای می‌خواهد از قفسه سینه بیرون پریده و پرواز کند را حس کرده‌ای، من در آن لحظه پرنده میشدم و از روی بام و دیوار میپریدم و خودم را به اینسو و آنسوی میزدم، ولی کسی حال مرا نمی ‌فهمید؛ ولی خوشحالم که تو را یافتم، اگر سفر هایت اوج میگرفت بال هایت می سوخت، پس این فرمان است تا آدمی به درجه دیگری از فهم و آگاهی برسد.

انسان باید از نظر آگاهی و فهم به یک ‌درجه‌ ای برسد.

جهان آرام گاهی است که اگر در پی دغدغه های دیگر نباشی به کهکشان های اطراف نیز سفر میکنی و آنچه پیام باشد دریافت می نمائی.

یعنی وقتی میآید و زندگی میکند، جاهایی است که اگر در فکر این مشکل و آن مشکل نباشد و این را به دست بیاورم و آن را به دست بیاورم و ... یک مرتبه میبینی که تمام عمرش سپری شده؛ اما ولی اگر در پی دغدغهها نباشد به کهکشان های اطراف نیز سفر میکند.

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

از مضیق جهات در گذری وسعت ملک لامکان بینی.

اگر در آرامش باشی، تمام امواج الهی با تو همسو میشوند و از درون دریافت می نمائی و به درون توجه میکنی.

بزرگترین مسائل مربوط به درون است، راجع به درون کمی توضیح دادهایم و بازهم باید توضیح بدهم که در آینده این کار را خواهم کرد، چون همه ‌چیز از درون می‌آید.

خلقت را، هستی را، نیرو و قدرت و انرژی بی انتها را چون رشته ‌های انوار مشاهده خواهی نمود، اما بایستی آرامش و آسایش اندیشه مهیا شود

پس بازهم رسیدیم به همان نقطه؛ بایستی آرامش و آسایش اندیشه مهیا شود.

من تنها بودم و کسی حرف مرا نمی‌گرفت.

کلام الهی چیزی جز بیان و شرح الهی نیست و رسیدن به آن در همه ‌ی موارد بایستی در وجود آدمی موج بزند، ولی ما کمتر آن را میبینیم و در آن غرق هستیم و دست به ‌جای دیگر میبریم و این را تو خوب می‌دانی مکتوب سوم خوب شکافته

 تهیه و تنظیم: مسافر توحید ره جوی لژیون21




طبقه بندی: کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر، وادی ها، جهانبینی، دستور جلسات هفتگی، مطالب آزاد، مصاحبه،
برچسب ها: راه درست، خلاصه سی دی راه درست، آقای مهندس دژاکام، ایرج ورمزیار، کنگره 60 شادآباد،
دنبالک ها: درمان سیگار راهنما: آقای ایرج ورمزیار،

تاریخ : جمعه 10 فروردین 1397 | 01:14 ب.ظ | نویسنده : مسافر توحید شکیبایی | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.