تبلیغات
] درمان اعتیاد ؛وب لژیون ایرج ورمزیار - برداشتی آزاد از سی دی قرق نگاه،اسب عصاری

درمان اعتیاد ؛وب لژیون ایرج ورمزیار - برداشتی آزاد از سی دی قرق نگاه،اسب عصاری

برداشتی آزاد از سی دی قرق نگاه،اسب عصاری
برداشتی,آزاد,سی,دی,قرق,نگاه،اسب,عصاری,

جستجوگر سایت

برداشتی آزاد از سی دی قرق نگاه،اسب عصاری

Image result for ‫سی دی اسب عصاری‬‎
هر کسی به ان طرفی می رود که در درون خودش هست؛بنابراین همه این مطالب میاید می رسد به دانسته ها وان چیزی که ما هستیم  وبر مبنای اون ما عمل می کنیم؛
وقتی نگاه ما بخواهد تغییر بکند (مانند تغییر نگاه ما به مواد)،این نگاه را ما به حرف نمی تواتیم تغییر بدهیم،
یعنی اگر دانسته های زیادی داشته باشیم از نظر ادبیات ،کلام ، اینها ارزشی چندان ندارد ،تا زمانی که به عمل بیاید ؛اگر ما صد هزارتا کتاب بخوانیم قادر نیستیم نگاهمان را عوض کنیم؛یک مصرف کننده نمی تواند نگاهش را نسبت به مواد عوض بکند ،مگر اینکه در مسیر بهبودی قرار گیرد.
تغییر نگاه به حرف وکلام نیست ؛این یک فرایند است باید این فرایند را عوض کرد؛ادم دروغ گو نمیتواند تصمیم بگیرد از امروز دروغ نگوید؛کسی نمیتواند بگوید من تصمیم میگیرم از امروز راستگو بشوم،دروغ گفتن ، این یک فرایند است،یه ریشه است ،یه سری مسائلی است که سبب دروغ گفتن می شود ؛موقعی میتوان راست گفت که برایت خطری نداشته باشد،مشکلی نداشته باشد .
یک مصرف کننده نمی تواند بگوید دیگر مواد مصرف نمیکنم، چون دست خودش نیست،ممکن است بتواند مواد را قطع کند،ولی میشود یک ادم به هم ریخته ،یک شوک فیزیولوژی بهش وارد میشود وتا اخر عمرش ناقصه یا ناقص میشود.بنابراین، این فرایندها باعث می شود که ما نگاهمان ثابت باشد ونگاهمان را نتوانیم تغییر بدهیم ،این(نگاه ونگرش مثبت وصحیح) زمانی حاصل می شود که ما یک سری تغییرات در درونمان ایجاد شود؛
اگر تغییرات ایجاد شد ،نگاه فرق میکند.اول باید تغییرات ایجاد شود،اگر تغییرات ایجاد شد، بعد نگرش تغییر می کند ،بعد نگاه عوض می شود.بدون تغییردادن نمی توان نگاه را عوض کرد؛ سالها ،خیلی ها خواستند با حرف خالی این کار را انجام دهند.تا زمانی که از سخن به مرحله عمل قدم نگذاریم،امکانپذیر نیست.
معلومات خالی به کار نمی اید ،معلومات باید وارد مرحله عمل شود.
اموزشهای کنگره با عمل باید تنگ هم بخورد در غیر این صورت هیچ ارزشی ندارد ،هیچ اثری ندارد.
لپ کلام :باید وارد مرحله عمل شوید البته نه شکنجه، نه زجر، نه تزکیه از طریق ریاضت ؛من با تزکیه انسان از طریق ریاضت کاملآ مخالفم ،چون نفس گرسنه، اصلاح پذیر نیست؛نفس باید تربیت شود، تا سیر شود.
برای تربیت نفس باید در جهت پالایش و تزکیه ذره ذره حرکت کنیم ،ارام ارام،کم کم.
برای درست شدن تزکیه باید از ضد ارزش ها فاصله بکیریم ،تصویر مثبت ارائه دهیم،زاویه دید را تغییر دهیم.
تمام مسائل در درون ماست؛درون ما متری هست که ما بر مبنای اون متر میتوانیم عوض کنیم؛
تا وقتی اون متر درونی تغییر نکند،نگاه عوض نمی شود،باید اون متر درونی درست شود،برای درست شدن متر درونی باید تزکیه کرد،برای تزکیه باید از ضد ارزشها فاصله بگیریم.اگر ما با دید مثبت به یک افریته نگاه کنیم به نظرما جذاب خواهد امد.اگر با دید منفی به یک فرشته نگاه کنیم برای ما قطعآ ان فرشته عجوزه خواهد شد.منفی بودن دید ما، از ان ات واشغالهایی است که در درون ماست.
ما انسان خوب مطلق نداریم وهمینطور انسانی که تمام ویژگی هایش منفی باشد نداریم.نه بد مطلق داریم نه خوب مطلق.دیدگاه ماست که همش بدی ها را میبینیم؛گاهی یک ذره زاویه دید راتغییر دهیم، تصویر عوض می شود.ما طبق قرارداد درونمان وتصاویر درونی مان میتوانیم دنیایمان را تبدیل به یک جهنم کنیم وهم می توانیم دنیا راتبدیل به بهشت کنیم برای خودمان،همه چی در درون ماست سرنوشت انسانها با خواست انسانها رقم زده میشود.
کسی که امروز وارد کنگره میشود،سفر اولی است ،این شخص سرنوشت سال اینده اش را دارد اینجا رقم میزند.پس تمام مسائل در درون ماست وما میتوانیم با تغییر زاویه دیدمان موضوعات را به جهات مختلف ودر لو ل های مختلف ودر اندازه های مختلف ببینیم وهم میتوانیم با نوع نگاهمان برداشتهای مختلف داشته باشیم ؛ میتوانیم بانگاهمان یک برداشت بد وزننده ومملو از کینه ونفرت وتنفر داشته باشیم وهم میتوانیم بانگاهمان، برداشت زیبا ،مملو از محبت و عشق وصفا و صمیمیت داشته باشیم.

اسب عصاری
در گذشته شغلها وحرفه هایی بود که امروزه دیگر ازمیدان خارج شده اند یا درحال خارج شدن از میدان هستند مانند نعل بند، خراط، لحاف دوز، چینی بند زن و...؛که یکی از این حرفه ها عصاری بود؛ کار عصاری روغن کشی ازمحصولاتی مانند کنجد و...بود. در وسط عصار خانه یک دایره ای بود به شکل ستون، اما بزرگ و به قطر سه چهارمتر وروی این ،در ارتفاع . روی این ستون یک دانه سنگ بود مانند سنگ اسیاب ؛ سنگ اسیاب بالا را با اهرمهایی به اسب می بستند که با چرخش این سنگ توسط این اسب، تحت فشار روغن ان محصول گرفته میشد واز قسمت دیگر خارج می گردید ودر یک محل جمع میشد؛ وکار این اسب از صبح تا شب چرخیدن دور این سنگ بودکه بادو تا چرم روی چشمهای اسب را میبستند که اطراف وپیرامونش را نبیند وکنجکاوی نکند.این سیکل کاری سالیان سال (ده سال پانزده سال بیست سال،سی سال)هر روز تکرار میشد.گاهی اوقات هم چشمهای این اسب را کاملآ میبستند که چشم بسته دائمآ میچرخید.
الغرض:وضعیت ودیدگاه  یک مصرف کننده مواد مخدر که سالهای سال(ده سال، پانزده سال، بیست سال،سی سال)  هرروز از صبح تا شب این  سیکل مصرف واین خماری ونئشگی راتکرار میکند ودر غفلت به سر میبرد واز پیرامونش بی خبر است.
                     خدایا چنان کن سرانجام کار.................................توخشنود باشی وما رستگار
مسافر امیر رضایی

[ پنجشنبه 8 تیر 1396 ] [ 01:37 ب.ظ ] [ امیر رضایی ] [ نظرات () ]

نظرات این مطلب

پنجشنبه 8 تیر 1396 10:47 ب.ظ
خداقوت عالی بود

آخرین مطالب