تبلیغات
] درمان اعتیاد ؛وب لژیون ایرج ورمزیار - سی دی هنر

درمان اعتیاد ؛وب لژیون ایرج ورمزیار - سی دی هنر

سی دی هنر
سی,دی,هنر,

جستجوگر سایت

سی دی هنر

ضمن آرزوی موفقیّت برای همه عزیزان و توفیق در ماه رمضان و اینکه بتوانیم در این ماه قدری به خودمان نزدیک تر شویم و این ماه برایمان حالت شفا و درمان را داشته باشد، همان طور که باعث کشف متد DST شد. خیلی هم شگفت انگیز است که تمام نمایندگی های کنگره 60 در این ماه افطاری می دهند و پولی که اضافه می آید در واقع می شود ذخیرهء زمین، برای اینکه در آینده بتوانند مستقل شوند. دیدگاه کنگره در مورد این مسئله خیلی جامع هست که همه سرمایه ها در واقع برمی گردد به خودمان و باعث پیشرفت خودمان می شود. چندتا موضوع هست؛ یکی دستور جلسهء هفتگی؛که چی!
  1. این جمله گفت و گویی است که در درون انسان و بین عقل و نفس اتّفاق می افتد. ما یاد گرفتیم که وقتی نفس امّاره می خواهد شخص را خلع سلاح کند و ناامیدش کند و... از این کلمه جادویی "که چی؟" استفاده     می کند. نفس می گوید، که چی این قدر درس خواندی یا که چی این همه کار کردی، پول نداری یا ... حالا اگر عقل تکامل پیدا نکرده باشد و دانش  نداشته باشد، ممکن است نتواند جوابی بدهد و بعد در خودش احساس پوچی ایجاد کند. اما اگر دانایی داشته باشد می داند که هیچ تلاشی بدون زحمت نیست و هیچ زحمتی بدون پاداش نیست و... و جواب نفس را می دهد. حالا یک وقت هایی هم این سوال می تواند توسط عقل یا نفس مطمئنه مطرح شود به منظور مغلوب کردن نفس امّاره. مثلاً می گوید، که چی مواد مصرف کنیم!؟ این همه تا حالا مصرف کردی چی شد! به جز تخریب چه داشت!؟ پس این سلاحی است که هر طرف می توانند استفاده کنند و اگر نفس امّاره در مورد ما استفاده می کند، پادزهرش این است که دانش کسب کنیم و دانایی. ولی از یک جایی که دانایی را کسب کردیم، ما از این سلاح علیه نفس امّاره استفاده می کنیم، که هر وقت خواست ما را درون چاله بیندازد این سوال را می پرسیم و معمولاً او هم جوابی ندارد بدهد و از تخریب جلوگیری می شود. این خلاصه ای است از دستور جلسه و ما باید این سلاح ها را داشته باشیم و جالب اینجاست وقتی انسان در تاریکی هست معمولاً فقط کتک می خورد. و این "که چی؟" بر علیه او استفاده می شود و موقعی که از تاریکی خارج می شود همان سلاح در اختیارش قرار می گیرد و بر علیه نفس از آن استفاده می کند.
  2.  
  3. (موضوع جاری)؛ می دانید که اخیراً کنگره با منابع طبیعی وارد تفاهم نامه ای شده است که منشاء آن همان وادی دوازدهم بود. چون وقتی خودمان احیاء شدیم بعد از خانواده باید نگاهی هم به محیط اطرافمان داشته باشیم. جهانی که در آن زندگی می کنیم جدای از ما نیست و نسبت به آن نمی توانیم بی تفاوت باشیم. طبیعتاً هر چه ما جلوتر می آئیم باید شعاع کارهایی هم که انجام می دهیم گسترده تر شود. وادی دوازدهم این را مطرح کرد که به نشان رهایی هر سال باید یک درخت بکاریم. و این با همکاری تعدادی از بچه ها و اردوبان ها باعث شد وارد تفاهم نامه شویم و امسال اجرایی شد و قرار شد حالا که درخت کاشته ایم، شروع کنیم به مراقبت از درختان و آبیاری آنها و این خواسته در مسافران و همسفران کنگره وجود دارد. به همین دلیل دستوری که مهندس دادند مبنی بر تشکیل لژیون های درختکاری به این ترتیب فعلاً برای قسمت مسافران است. در کلیه شعب تهران، راهنمایانی که تجربه شرکت در اردوی سراسری کنگره را دارند و آموزش دیده اند، مجازند که برای ثبت نام در لژیون های درختکاری اقدام کنند و می توانند طبق برنامه ای که تعیین می شود به همراه رهجوهای سفر دوّمی و TDS سه دهم سی سی در آبیاری که روز های پنجشنبه هست شرکت کنند. بنابراین کسانی که علاقمند هستند می توانند ثبت نام کنند و هفته آینده اوّلین جلسه در منطقه "تلو" به صورت رسمی شروع می شود. یک نکته جالب هم بگویم در این مورد، کشور ما تقریباً خشک و بیابانی است. حالا در کشوری مثل انگلستان که میزان بارندگی اش بیشتر از ماست، مصرف آب از ما کمتر است. یعنی ما روزانه 250 لیتر مصرف داریم ولی انگلستان روزانه 100 لیتر. یعنی اگر ما بخواهیم مثل آنها باشیم باید روزانه 40 لیتر مصرف کنیم ولی ما برعکس هستیم و علتّش هم عدم شناخت نسبت به آبی که مصرف می کنیم. در هر ثانیه که آب را باز می گذارید و فکر می کنید ظرف ها بهتر شسته می شود حدود 100 تا 150 سی سی آب مصرف می شود یعنی حدود 6 لیتر آب در یک دقیقه. در ده دقیقه 60 لیتر و در یک ساعت 360 لیتر آب. معمولاً خانم ها در روز یک ساعت وقت صرف شستن ظرف ها می کنند و تقریباً بین 300 تا 500 لیتر آب مصرف می شود، من یک بار امتحان کردم و دیدم با 10 لیتر آب هم می شود حمام کرد. به شرطی که درست استفاده کنیم . پس بیاییم با تفکّر آب را درست مصرف کنیم. فرض کنید 70 میلیون نفر روزی 200 لیتر آب مصرف کنند. اگر خودمان را به استاندارد انگلستان برسانیم و روزی 100لیتر مصرف کنیم، می شود برای هر نفر در سال تقریباً 36 هزار لیتر آب. من پرسیده ام درختان برای آبیاری در طول یک دوره 300 لیتر آب مصرف می کنند یعنی برای یک هکتار 150 متر مکعب آب کافی است. هر چهار نفر اگر بتوانیم صرفه جویی انجام دهیم در سال می توانیم آب مورد نیاز یک هکتار را تامین کنیم. یعنی با این کار می توانیم یک سوّم بیابان های کشور را تبدیل به مراتع کنیم. این هم چیزی است که ما در کنگره باید یاد بگیریم. درس جلسه قبل که در مورد "کُفر" بود و  حقیقتی را مطرح می کرد، کتاب های آسمانی مربوط به زمان خاصی نیست، برای افراد خاص هم نیست. اگر ما بیاییم و روی تعاریف دقت کنیم (که این کار در کنگره صورت گرفته است) ابتدایی ترین چیزی که در علم یاد می گیرید همان تعریف است. چرا؟ چون پایه و ستون هر علمی، تعاریف پایه ای است. حالا در زبان می شود؛ گرامر و... اگر تعاریف درست باشد، علم کارآمد است و اگر غلط باشد، علم نتیجه ای ندارد. در کلام الله شریف هم همین است. ما اگر بتوانیم آن تعاریف اصلی را داشته باشیم، همان طور که با یادگیری اصول ریاضی، آن را خوب می فهمیم، مفاهیم قرآنی را هم خوب درک می کنیم. کلید فهمیدن قرآن هم بلد بودن تعاریفش است. مثلاً یک جا تعریفی را می خوانیم که می گوید؛ نفس چیست؟! نفس همان جسم است، همان روح است. نفس همان ذهن است. بعد می گوید، ذهن چیست؟! ذهن همان روح است. ذهن همان جسم است. اینها را برحسب یکدیگر تعریف می کنند و ما هیچ چیز نمی فهمیم. وقتی یک چیزی تعریف شده این تعریف خودش را دارد. تعریف ذهن با تعریف نفس فرق می کند. تعریف عقل با نفس فرق می کند. این ها را باید از هم تفکیک کنیم. کلام الله شریف در تعریف کفر به ما می گوید: ما هر کار انجام بدهیم لازم نیست کسی بیاید و ما را مجازات کند، مجازات در درون خودمان اتفاق می افتد. یعنی هر عملی انجام دهیم بازتابش به ما می رسد. اگر جلوی حقیقت را پرده بکشیم، اگر مانع خیر شویم در نتیجه این پرده و مانع جلوی چشم خودمان را می گیرد و نمی توانیم خوبی را ببینیم و زیبایی را درک کنیم و در نتیجه صفات خوبی که در دیگران نمی توانیم ببینیم در خودمان ضعیف تر می شود و ما قدرتمان را از دست می دهیم. من داشتم یک آیه دیگر در مورد کفر می خواندم، خیلی جالب بود، می گفت: در یکی از آیه ها گفته که اگر شما در مقابل کارهای زشت بایستید، یعنی به گناهان کفر بورزید و روی کارهای زشت پرده بکشید. خداوند هم روی معایب شما پرده می کشد، روی ناتوانی و ضعف شما پرده می کشد. این گونه پاسخ ما را می دهد. در جای دیگری در مورد کفر می گوید: "اُشربوا فی قلوبهم العجل بِکُفرهم " آیه 933 سوره بقره. تفسیری که  می شود کرد، نوشانده شد در قلب هایشان عجله به خاطر کفرشان. یعنی انسان هایی که کفر را انجام می دهند می افتند در فاز عجله و در همه کارها سریع از کنار آن موضوع رد می شوند. مثلاً اگر از کنار یک تصویر زیبا خیلی سریع عبور کنی، چه می شود!؟ زیبایی آن را نمی توانی ببینی. پس آن عجله باعث می شود زیبایی ها و مفاهیم را درک نکنیم. اینها را گفته به خاطر این نیست که شما بگردید دنبال کسانی که کفر دارند. ببینید جهان بینی یک سلاح خیلی قوی است. این سلاح زمانی اثر می کند که روی خود انسان استفاده شود. اگر ما جهان بینی را برای شناخت خودمان به کار ببریم یعنی اگر درس گرفتیم, آن را در زندگی کاربردی کنیم. در درون خودم امتحان کنم، اگر روی کس دیگری امتحان کنم فاجعه به وجود می آید. ما این کارها را امتحان کردیم. مثلاً می رفتیم می گفتیم: ببین تو الان دچار منیّت شدی، دچار گره قدرت شدی و ... دیدیم که کاملاً تخریب دارد. در جای دیگر هم می گوید: به دلیل کفرشان زندگی دنیا در چشم کافران آراسته شد. یعنی چیزهایی که واقعاً زیبایی ندارند وقتی انسان پنهان می کند، همان طور که چیزهای خوب را پنهان می کند، چیزهای زشت می آید روی کار. روابطی که محتوا و ارزش ندارند، روی کار می آید و انسان فکر می کند اینها خیلی با ارزشند. چون پرده و حجاب اگر نگذارد خوبی رد شود، می گذارد بدی رد شود. یعنی اگر جلوی خیر را بگیرد برای شر راه را باز می کند. بیشتر از این در مورد کفر صحبت نمی کنم . بحثی را می خواهم امروز شروع کنم؛ موضوعی است به نام "هنر"
  4. ما در کنگره یک تعریفی از علم داریم؛ قوانین هستی که بر راستی و درستی دلالت دارند. قوانین تغییر و تبدیل و ترخیص که حقیقتی را بیان می کنند. این تعریفی هست که ما از علم داریم و می گوئیم هر چیزی که در این قضیه بگنجد می شود علم و هر چیز خارج از این مقوله جزء علم نیست. مثلاً ما روش DST را به عنوان علم قبول داریم چون یک حقیقتی را عنوان می کند. تغییر و تبدیل را بیان می کند. تغییر از یک مصرف کننده به یک شخص سالم. بر راستی و درستی هم دلالت دارد. کلی آدم به رهایی رسیده اند. ولی آیا سم زدایی هم علم است؟ شخص مصرف کننده بوده با متد سم زدایی تغییر در جهت منفی انجام شده و تخریب او بیشتر شده و هیچ حقیقتی را بیان نمی کند. بنابراین روش علمی محسوب نمی شود. آیا برای هنر هم ما می توانیم تعریفی داشته باشیم. اصلاً داشتن این تعاریف به چه دردی می خورد؟ دانستن این تعاریف به انتخاب درست در زندگی کمک می کند. شما می توانید تشخیص بدهید چه کاری هنر هست و چه کاری هنر نیست و با این تشخیص اتفاقات خوبی می تواند بیفتد. من دیکشنری را نگاه کردم هنر از دو تا کلمه تشکیل شده است، "سو" به معنای نیکی و "نره"به معنای مرد و زن. یعنی مرد نیک و زن نیک. به معنی فضیلت، کمال و ... هم ترجمه شده و هنرها را به هفت گروه تقسیم کرده اند مثل؛ نقاشی، مجسمه سازی، سینما، موسیقی، شعر و تئاتر. گفتم اگر بخواهیم تعریفی برای هنر داشته باشیم باید به زندگی هنرمندان نگاهی بیندازیم. معمولاً هنرمندان یک چیزی را درست می کنند. یا اصطلاحاً خلق می کنند. این چیزی که اینها به وجود می آورند یک تاثیری در زندگی انسان ها می گذارد. و معمولاً هنرمندان زندگی معمولی ندارند و ممکن است شرایط خاصی داشته باشند. حالا آیا هر چیزی را می توانیم بگوئیم هنر؟ من یک تعریفی ارائه می دهم و بعد در موردش حرف می زنیم. هر صوت و تصویری یا ترکیبی از اینها که بتواند حقیقتی را یا مفهومی را در کمترین ساختار ممکن بیان نماید که منجر به احیا و بازسازی و یا باعث ایجاد تعادل و یا تعالی در انسان بشود را ما می توانیم بگوئیم هنر. چند تا نکته دارد. می گوید: هر صوت و تصویری! یعنی می تواند صوت باشد، تصویر باشد، کلام باشد. اگر ما اینها را داشته باشیم که بتواند حقیقتی را بیان کند یک مفهومی باید در درونش باشد که ویژگی این مفهوم این است که در کمترین ساختار باید بیان شود. اگر بیان شود و در ساختار انسان باعث بازسازی و تعالی شود می توان به آن گفت هنر. مثلاً می گوئیم:
  5. توانا بود،هرکه دانا بود // زدانش دل پیر برنا بود
  6. این یک شعر است که می تواند هنر باشد می تواند نباشد. اولاً صوت یا تصویر هست یانه؟ شرط اول را دارد، یک حقیقتی و یک مفهومی را هم بیان می کند. می گوید هر کسی که دانایی کسب کند، توانایی هم کسب می کند. اگر این موضوع راست باشد شرط دوّم را دارد. شرط سوّم در عبارت کوتاهی مفهوم عظیمی را گنجانده است. این در مورد شعر است. در تئاتر و سینما چطور؟ مثلاً در تئاترهای شکسپیر آیا می توانیم جملاتی را جایگزین کنیم که همان مفهوم را برساند. تا حالا کسی تنوانسته این کار را بکند. اگر مطلبی پیدا شود که موضوعی را درخلاصه ترین شکل خودش بگوید و دیگر از آن بهتر نشود عنوان کرد، اصطلاحاً به آن اثر جاودان یا شاهکار هنری می گوئیم. مطلب دیگر این بیت شعری که گفته شد، آیا باعث قدرت و بازسازی انسان می شود یا باعث تخریبش؟ وقتی می گوید: زدانش دل پیر برنا بود؛ یعنی قدرت دادن، اعتماد به نفس دادن. حالا یک شعر دیگر هست که اثر منفی و برعکس داشته باشد؟ بله ! پس هنر می تواند همه ویژگی ها را داشته باشد و یک جمله کوتاه را به شخص بگوید و برود خودش را بکشد. یا مثل فلان آهنگ در ترکیه که باعث خودکشی صدها نفر شد. این هنر است ولی در جهت منفی. با علم هم می توانیم تخریب ایجاد کنیم و بمب درست کنیم و هم می توان جاده ساخت و مثبت بود. حالا آیا این در هنر های دیگر هم وجود دارد یا خیر؟ در سینما و یا تئاتر اگر شخصی بتواند مفاهیمی را در قالب تصویری بیان کند در مدت یک ساعت و نیم که شما خیلی چیزها از آن یاد بگیرید وکوتاه تر از آن نشود می گوئیم اثر هنری. حالا خود هنر چگونه به وجود می آید؟ هنرمند یا کسی که هنر را به وجود می آورد باید چه خاصیّتی داشته باشد؟ آیا ما همین طوری می توانیم یک چیزی بگوئیم و تبدیل به هنر شود. اولین ویژگی که من بررسی کردم دیدم که هنرمندان حتماً باید ذوق هنری داشته باشند، یک اشتیاقی داشته باشند. یا:
  7.  
  8.                             موج احساس است و موج اشتیاق                   
  9. بادبان افراشتی بر این سیاق
پس باید یک حس قوی داشته باشد. اما یک سوالی مطرح می شود؛ آیا واژهء خلق را که به کار می بریم، واقعاً هنرمند اثر را خلق می کند یا قبلاً جایی وجود داشته است؟ تعریف می گوید تصویر و صوتی که بتواند حقیقتی را بیان کند. پس این حقیقت باید جایی بوده باشد. پس چیزی که هنرمند به وجود می آورد و می گوئید؛ خلق!! هنرمند از خودش به وجود نمی آورد بلکه دریافت می کند و منتقل می کند. پس ویژگی دیگرش برای دریافت باید گیرنده باشد. و برای این نیاز به حس قوی دارد. چون حس مثل یک خبرنگار می رود در هستی و مطالب را جمع می کند. البته برای به وجود آمدن این حس باید هنرمند اتّفاقات خاصّی را تجربه کرده باشد و البتّه این باعث قوی شدن حس در همه انسانها هم می شود. ویژگی بعدی بایستی معرفت داشته باشد، تا وقتی که می خواهد برود صید کند، آهن پاره و حلب و ... جمع نکند، برود مروارید صید کند. پس معرفت و شناخت نیاز دارد تا مفاهیم درست را جدا کنند. پس هنرمند باید دانایی و ظرفیّت را کسب کند. این ظرفیّت چند خاصیّت دیگری دارد . اگر هنرمند ظرفیّت نداشته باشد در او انفجار صورت می گیرد. می دانید حضرت مولانا باید ظرفیّت داشته باشد که این همه شعر بگوید و غزل و مثنوی که هرکدام یک مفهومی را می رساند اما قاطی نمی کند و دچار تکبّر نمی شود. چند نفر انسان هستند که این ویژگی را دارند؟ من ممکن است یک چیز ساده را پیدا کنم و رفتارم از فردا عوض شود. در قدیم وقتی شعر می گفتم و می دیدم؛ شبیه مثنوی مولاناست، فکر می کردم من هم رسیدم به جایگاه مولانا و ... در صورتی که با دوسه بیت شخص، مولانا نمی شود. اما چون آن ظرفیّت به وجود نیامده بود این فکر را می کردم. پس ظرفیّت باید به نسبت حس قوی شود و هردو باید متعادل باشد، معرفت و قدرت هم رشد پیدا کرده باشد. اولاً باید مطالب درست را بگیرد، ثانیاً وقتی دریافت کرد باعث انفجار حسش نشود و باعث غرور و خروج از مسیر نشود. البته اینهایی که من می گویم در مرحله دریافت و خلق آثار هنری است. ویژگی سوم باید فن آن کار را بلد باشد. اگر مثلاً آهنگساز است باید نت بلد باشد، ساز بلد باشد و بتواند اصوات را بعد از دریافت تبدیل کند. اگر زبان فارسی بلد نباشید نمی توانید به فارسی شعر بگوئید. حتماً باید ادبیات و اصول شعر را بدانید. ممکن است در ادامه قوی شود ، یعنی شروع می کند ولی فنون را بلد نیست و در ادامه با تمرین یاد می گیرد. اگر یک استاد به شاگرد نگاه کند و ببیند ذوق هنری را دارد، آن بصیرت و دانایی را دارد، می داند که این در ادامه می تواند هنرمند شود و فنون را کسب کند. اگر ما این شرایط را داشته باشیم می توانیم وارد هنر و عرصه تولید اثر هنری شویم. اگر هر کدام از شرایط  نباشد متوقف می شویم. پس هنرمندان بزرگ چیزی را از خودشان خلق نکرده اند. از باخ پرسیدند: این آهنگ ها را چگونه می سازی؟ گفت: خداوند به من می دهد. بزرگان این گونه اند. ولی اگر از یک مبتدی بپرسی می گوید؛ نبوغ خودم است، خلق من است! حالا اگر مطلب دیگری بود من در جلسه بعد می گویم. البته لازم نیست همه به دریافت هنر برسیم ولی همه می توانیم از هنر لذّت ببریم و برخوردار شویم . و می توانیم سازی یاد بگیریم. پس هر کسی را نمی توان گفت: هنرمند! و هرچیزی را نمی توان گفت: هنر! بعضی از این مطالب(هنرها) که می گویند: انتزاعی، هنر نیست و خرمهره است که قاطی جواهرات شده است.

[ دوشنبه 5 تیر 1396 ] [ 11:04 ب.ظ ] [ امیر رضایی ] [ نظرات () ]

نظرات این مطلب

شنبه 14 مرداد 1396 12:33 ب.ظ
I was able to find good info from your content.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آخرین مطالب